X
تبلیغات
رایتل
نصیحت  چاپ
تاریخ : دوشنبه 7 دی‌ماه سال 1388

سلام  

باتوجه به اینکه خیلی جوونا نصیحت آزارشون میدد . ولی دلم خیلی واسه مادربزرگها وپدربزرگها می سوزه . آخه اونا دربعضی خانواده ها خیلی تنها ماندن . وقتی اسم آسایشگاه سالمندا برزبانها جاری میشه اشگ آدمای با مرام وباقیرت ودلسوز جاری میشه . حتما بعضی ها می پرسند چرااشگتان جاری می شه ؟ جوابش اینه که زمانی که ما بچه بودیم ونمی توانستیم مگسی را ازصورتمون رهاکنیم یا وقتی که خودمونا خراب می کردیم ویا مریض می شدیم ویا گریه می کردیم ویا قرقر می کردیم . فقط پدر و مادرمون بودند که ماراتحمل می کردند و لباسهایما را می شستند وعوض میکردند وازاین دکتر به آن دکتر می دویدند وقرقر مون براشون عادی شده وتحمل مون می کردند ,وقتی به خدمت سربازی رفتیم چقدربرامون گریه می کردند . وقتی عروس یا داماد شدیم برامون سنگ تموم گذاشتند . اما حالا که ما بزرگ شدیم و کارهای پدر ومادرمون عین کوچکیهای مون شده . سوآل اینجااست که آیا پدر ومادرمون نمی توانستند مارا درآسایشگاه کودکان بگذارند چرا می توانستند . امااین کارونکردند . پس غیرت مون کجارفته که نمی توانیم پدر ومادرمون راتحمل کنیم . گاهی به آسایشگاه سالمندا بروید وپای صحبتهای آنها بشینید وبا یک شاخه گل ویا یک بوسه به دستهای اونا بهشت رابرای خودتون واطرافیهایی که باخودتون بردید واجب کنید .

پدربزرگها و مادربزرگها چراغ خونه هستند .آنهایی که این چراغ راندارند خدا رحمت شون کنه آنهایی که این چراغ رادارند هرروز به آنهاسربزنید و کارهاشونا انجام بدین ومرتب ببوسیدشون وبه آنهابگوئید ماجوونارو دعاکنند .